http://www.blogfa.com/photo/p/pasdar-islam.gif

کد لوگو حمایتی

اقتصاد - فرهنگ اقتصادی و اقتصاد فرهنگی

تاکید رهبر انقلاب بر «کار و مدیریت جهادی» و تقویت روحیه «ما می توانیم»

اگر تلاش ها و حرکت های علمی در چارچوب جهت گیریها و تقوای الهی باشند، قطعاً نتایج و محصولات آنها، از ضررها و فجایع به دور و برای بشریت نافع خواهند بود.

آیت الله خامنه ای

گزارش تصویری این دیدار را در اینجا مشاهده بفرمائید.





تاريخ : ۱۳٩۳/۳/۱٩ | ۱:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : یک مشاور | دیدگاهها ()

دو حوزه کلان "اقتصاد و فرهنگ" در اقدامی بی سابقه برای اولین بار در شعار سال 93 در کنار یکدیگر قرار گرفته اند و ترکیبی زیبا را ساخته اند. چهار راهبرد در نگاه اول برای بررسی راه های تحقق این نامگذاری به ذهن خطور می کنند.

 





و در ادامه....
تاريخ : ۱۳٩۳/۳/۱٩ | ۱:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : یک مشاور | دیدگاهها ()
* مردم، مسأله‌ی اصلی
ضلع سوم مربع مفهومی نام سال ۹۳ مربوط به نقش «مردم» در دو موضوع اقتصاد و فرهنگ است. این «با» که قبل از «عزم ملی» آمده، معیت است. اقتصاد و فرهنگ همیشه نیاز به حضور و فعالیت مردم دارد، اما امسال تحقق اعتلای این دو حوزه منوط به همراهی ویژه‌ی مردم است.

عزم ملی در ادبیات راهبردی رهبر انقلاب جایگاه ویژه‌ای دارد. نظر به همین اهمیت است که اراده و عزم ملت ایران در بخش جُستار KHAMENEI.IR دارای ۱۴۳ برگه است و عدد بالایی دارد. برگه‌هایی که از همان سال ۶۸ تاکنون ادامه‌دار بوده است.

دو سال پیش رهبر انقلاب در سفر به کرمانشاه در روزهایی که هنوز دامنه‌های فتنه برچیده نشده بود، در مورد سرمایه‌ی اجتماعی نظام اسلامی گفتند:
«مسأله‌ی اصلی ما، مسأله‌ی مردم است؛ حضور مردم، میل مردم، اراده‌ی مردم، عزم راسخ مردم. این را باید عرض کنیم؛ در همه‌ی تحولات و جنبش‌های گوناگون اجتماعی بزرگ، نقش مردم، نقش معیار است. یعنی گسترش یک تحول، گسترش یک فکر، گسترش نفوذ یک مُصلح اجتماعی، وابسته‌ی به این است که با مردم چقدر ارتباط داشته باشد. هرچه ارتباط او و آن جریان و آن جنبش و آن تحول با مردم بیشتر باشد، امکان موفقیت او بیشتر است؛ اگر از مردم منقطع شد، دیری نخواهد پائید، کاری نخواهد کرد. البته در تاریخ کشور ما جابه‌جائیهای قدرت، آمدن سلسله‌های سلاطین و رفتن آن‌ها، به مردم ارتباطی نداشته است؛ لیکن همین سلسله‌های حکومتی و سلطنتیای که در طول تاریخ ما وجود داشته‌اند، هر کدام از آن‌ها که توانسته‌اند رابطه‌ی خودشان را با مردم به یک نحوی محکم و گرم و دوستانه کنند، پایداریشان، موفقیتشان در اداره‌ی کشور و در عزت ملی بیشتر بوده است؛ هر کدام، از مردم منقطع شدند، همه چیز را از دست دادند؛ که نمونه‌ی اتمّ آن، سلسله‌ی قاجار و سلسله‌ی منحوس پهلوی در این دوره‌های اخیر است.» (۱۳۹۰/۷/۲۰)

* نقش مردم
اما در سال ۹۲ رهبر انقلاب در متنی که برای تنفیذ حکم رئیس جمهور نوشتند این‌گونه نقش مردم را یادآور شدند:
«آن‌چه ملت ایران همواره و اکنون، از حضور انتخاباتیِ پرشور و بی‌تنش به دست آورده است، تنها نقش‌آفرینی در مدیریت کشور و برگزیدن و برکشیدن خدمتگزارانی تازه‌نفس برای دوره‌ئی تازه نیست، بلکه فراتر از آن، نشان دادن پختگی و بلوغ سیاسی‌ئی است که اقتدار ملیِ او را با حکمت و عقلانیت درمی‌آمیزد و او را در افکار عمومی جهان، در رتبه‌ی والائی از عزت و شکوه می‌نشاند. آنان‌که خواسته‌اند با وسوسه‌های خود، این دریادلیِ ستایش برانگیز را برآشوبند و مرجعیت صندوق‌های رأی و چرخه‌ی قانونی آن را نفی کنند، هر بار به گونه‌ئی، با سنگر استوار عزم ملی روبرو شده‌اند.» (۱۳۹۲/۵/۱۲)

* اثر عزم مردم
و ایشان در روزهای آخر سال در تحلیل وضعیت ملت ایران و دشمنانش یک جمع‌بندی صریح ارائه دادند:
«برخلاف آن‌چه که وانمود می‌شود که آن‌ها در موضع فعال قرار دارند، نه، این‌جور نیست؛ دشمن در مقابل ملت ایران در موضع انفعال است. ملتی با عزم راسخ، با بصیرت، با ایمان، می‌داند چه می‌خواهد، راه را هم بلد است، سختیها را هم با شجاعتِ تمام تحمل می‌کند؛ در مقابل این ملت، اسلحه‌های گوناگون سیاسی و نظامی و امنیتی و اقتصادی کند است؛ لذا دشمن در حال انفعال است. دشمنان چون در حال انفعالند، حرکات غیر منطقی می‌کنند.» (۱۳۹۲/۱۱/۲۸)




تاريخ : ۱۳٩۳/۳/٥ | ٤:۳٢ ‎ب.ظ | نویسنده : یک مشاور | دیدگاهها ()
* فرهنگ، حاشیه نیست
دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۹۲، یکی از نقاط عطف در سیاست‌گذاری فرهنگ کشور بود. در این دیدار رهبر انقلاب یک بار دیگر از دغدغه‌های فرهنگی خود و خطراتی که فرهنگ ما را تهدید می‌کند سخن گفتند و آن‌چنان وارد مصادیق شدند که به مرز گلایه و شکایت نزدیک شد. اما از همه‌ی این‌ها مهم‌تر این بود که وضعیت دو مورد را از جایگاه رهبری نظام اسلامی تعیین تکلیف کردند. مورد یکم، جایگاه بحث فرهنگ بود:
«فرهنگ، هویت یک ملت است. ارزش‌های فرهنگی روح و معنای حقیقی یک ملت است. همه چیز مترتب بر فرهنگ است. فرهنگ، حاشیه و ذیلِ اقتصاد نیست، حاشیه و ذیلِ سیاست نیست، اقتصاد و سیاست، حاشیه و ذیل بر فرهنگند؛ به این باید توجه کرد. نمی‌توانیم فرهنگ را از عرصه‌های دیگر منفک کنیم.» (۱۳۹۲/۹/۱۹)

* اصلاح فرهنگ، بدون برنامه‌ریزی نمی‌شود
و مورد دوم اصلاح این شائبه‌ی غلط بود که عرصه‌ی فرهنگ را نباید کنترل و راهبری کرد. انگاره‌ی غلطی که از مدتی قبل از آن دیدار، از سوی برخی در فضای رسانه‌ای مطرح می‌شد:
«فرهنگ، برنامه‌ریزی هم لازم دارد؛ نباید انتظار داشت که فرهنگ کشور - چه فرهنگ عمومی؛ چه فرهنگ نخبگانی، دانشگاه‌ها و غیره و غیره - به خودىِ خود خوب بشوند و پیش بروند؛ نه، این برنامه‌ریزی می‌خواهد. حالا مسأله‌ی نظارت و رصد و این چیزها را عرض خواهیم کرد؛ نمی‌شود مسئولین کشور مسئولیتی احساس نکنند در زمینه‌ی هدایت فرهنگی جامعه.» (۱۳۹۲/۹/۱۹)

تأکید بر موج تازه‌ی تهاجم فرهنگی، خطرات و آسیب‌هایی که زبان فارسی را تهدید می‌کند، موضوع فیلم و سریال‌های ایرانی و حتی بازی کودکان و عروسک‌هایی که برای بازی بچه‌های‌مان باید می‌ساختیم و حالا دیگران برای‌شان ساخته‌اند، از مصادیق و نمونه‌هایی بود که در آن دیدار با آن سطح کلان از سوی فرمانده جبهه‌ی فرهنگ انقلاب اسلامی مطرح شد.
 
* نگران فرهنگم
اما در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری یک بار دیگر زنگ خطر فرهنگی توسط رهبر حکیم انقلاب به صدا درآمد. انگار جلسات خصوصی و مدام رهبر انقلاب با مدیران ارشد فرهنگی، تذکرات پی در پی و اتمام حجت‌ها، خاطر رهبر انقلاب را هنوز جمع نکرده بود که با تأکید بر توجه به جوان انقلابی چنین گفتند:
«بنده هم نگرانم. مسأله‌ی فرهنگ، مسأله‌ی مهمی است. اساس این ایستادگی، این حرکت و در نهایت ان‌شاءالله پیروزی، بر حفظ فرهنگ اسلامی و انقلابی است و تقویت جناح فرهنگی مؤمن، تقویت این نهال‌هایی که روییده است در عرصه‌ی فرهنگ و هنر؛» (۱۳۹۲/۱۲/۱۵)

 




تاريخ : ۱۳٩۳/۳/۳ | ٤:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : یک مشاور | دیدگاهها ()

* اولین نکته سال 
اولین سخنان رهبر انقلاب اسلامی در سال ۹۲ مثل هر سال، سخنرانی ایشان در حرم رضوی بود. اولین نکته‌ی اولین سخنرانی در این سال این مطلب بود:
وظیفه‌ی همه‌ی ما این است که سعی کنیم کشور را مستحکم، غیر قابل نفوذ، غیر قابل تأثیر از سوی دشمن، حفظ کنیم و نگه داریم؛ این یکی از اقتضائات «اقتصاد مقاومتی» است که ما مطرح کردیم. در اقتصاد مقاومتی، یک رکن اساسی و مهم، مقاوم بودن اقتصاد است. اقتصاد باید مقاوم باشد؛ باید بتواند در مقابل آن‌چه که ممکن است در معرض توطئه‌ی دشمن قرار بگیرد، مقاومت کند. (۱۳۹۲/۰۱/۰۱)


* هدف از تحریم فشار بر مردم است
از ابتدای سال حماسه‌ی سیاسی و حماسه‌ی اقتصادی و در روزهای پایانی دولت دهم که بحث تحریم‌های همه‌جانبه و تأثیراتش بر اقتصاد و معیشت مردم داغ بود، رهبر انقلاب در دیداری که با کارگران و فعالان بخش تولید کشور داشتند فرمودند:

«دشمن با تحریم و با فشار اقتصادىِ گوناگون سعی کرد مردم را از میدان خارج کند. می‌گویند که ما با مردم دشمن نیستیم. دروغ می‌گویند؛ راحت، با وقاحت! بیشترین فشار برای این است که مردم ناراحت شوند، مردم در تنگنا قرار بگیرند، مردم زیر فشار قرار بگیرند، شاید بتوانند به این وسیله بین مردم و نظام اسلامی فاصله ایجاد کنند. هدف، فشار بر مردم است. اگر چنان‌چه این حرکت عظیم اقتصادی، این جهش اقتصادی، این برنامه‌ریزی درست، چه در بخش قانون‌گذاری، چه در بخش اجرا، در سطوح مختلف، مورد توجه قرار بگیرد، همه‌ی این فشارها خنثی خواهد شد.» (۱۳۹۲/۲/۷)

* ترفند دشمن: گره زدن همه چیز به مسأله هسته‌ای
چند ماه بعد و با روشن شدن خط مشی دولتمردان ایالات متحده‌ی آمریکا در همان گام‌های قبل از مذاکره، رهبر انقلاب یک خط مشی را اعلام کردند و از بروز یک مغالطه‌ی سیاسی و رسانه‌ای خبر دادند؛ «پیوند زدن همه چیز به قضیه‌ی هسته‌ای»:
«یکی از ترفندها و خلاف‌گوییها این است که این‌جور القا کنند به افکار عمومی مردم که اگر ما در قضیه‌ی هسته‌ای، تسلیم طرف مقابل شدیم، همه‌ی مشکلات اقتصادی و معیشتی و غیره حل خواهد شد؛ این را دارند تبلیغ می‌کنند. البته تبلیغاتچیهای خارجی با شیوه‌های کاملاً ماهرانه‌ی تبلیغاتی خط می‌دهند، در داخل هم بعضی از روی ساده‌لوحی و بدون این‌که نیت سوئی داشته باشند، بعضی هم واقعاً از روی غرض همین را دارند تبلیغ می‌کنند که اگر ما در این قضیه کوتاه آمدیم و تسلیم شدیم در مقابلِ طرف مقابل، همه‌ی مشکلات اقتصادی و مانند این‌ها حل خواهد شد؛ این خطا است.»(۱۳۹۲/۸/۱۲)

* چشممان به دست دیگران نباشد
سه ماه بعد (بهمن‌ماه) رهبر انقلاب در دیدار خود با مردم آذربایجان راه پیشرفت را نشان دادند. مضمونی که بعدتر هم در سخنرانی‌های ایشان مطرح شد:
«تا وقتی که ما چشممان به دست دیگران باشد، دنبال این باشیم که کدام مقدار از تحریم‌ها کم شد، کدام مقدار چنین شد، فلان حرف را فلان مسئول آمریکایی گفت یا نگفت - تا وقتی دنبال این حرف‌ها باشیم - به جایی نمی‌رسیم.» (۱۳۹۲/۱۱/۲۸)

* ابلاغ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی
طرح مسأله‌ی اقتصاد مقاومتی در سال ۸۹ صورت گرفت، در سال ۹۱ تفصیل بیشتری پیدا کرد و در سال ۹۲ مورد تأکید ویژه‌ی رهبر انقلاب قرار گرفت و به حیطه‌ی گفتمان‌سازی ایشان وارد شد. تأکید بر اقتصاد مقاومتی درون‌زا اما برون‌گرا در برابر گفتمانی که اعتلای اقتصادی کشور را در برون‌گرایی صرف می‌دید، امری معنادار می‌نمود.

از ابتدای سال جاری، بررسی سندی بالادستی که سیاست‌های کلان اقتصاد مقاومتی بود در دستور کار نهادهای علمی و تقنینی کشور قرار گرفت؛ سندی که بر روی کلمه به کلمه‌ی آن فکر شده و محتوای آن برون‌داد جلسات کارشناسی بود. اواخر بهمن‌ماه سال ۹۲ سند سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی نهایی شد و از سوی رهبر انقلاب به قوای سه‌گانه و مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ شد. تنها ۱۰ روز مانده تا پایان سال ۹۲، رهبر معظم انقلاب دو دیدار مهم در این خصوص داشتند.دیدار اول با سران قوا بود و دیدار دوم با شرکت مسئولان، فعالان و صاحب‌نظران اقتصادی. رهبر معظم انقلاب در این دو دیدار به تبیین سیاست‌های کلی ابلاغ‌شده‌ی اقتصاد مقاومتی و توضیح و شرح این طرح راهبردی پرداختند. آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار فرمودند:
«مجموعه‌ی سیاست‌های اقتصاد مقاومتی در واقع یک الگوی بومی و علمی است که برآمده‌ی از فرهنگ انقلابی و اسلامی ما است؛ متناسب با وضعیت امروز و فردای ما است.» (۱۳۹۲/۱۲/۲۰)
 





تاريخ : ۱۳٩۳/۳/۱ | ٤:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : یک مشاور | دیدگاهها ()





تاريخ : ۱۳٩۳/٢/٢٩ | ٤:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : یک مشاور | دیدگاهها ()

تاثیر اقتصاد بر فرهنگ و شاید…
نامه‌ا ی که می‌خوانید اسپرینگ رایس، وزیر مختار انگلیس در عهد سلطنت مظفرالدین شاه قاجار در مورخ ۲۷ ژوئن ۱۸۹۹ خطاب به ویلیز (منشی مخصوص وزیر خارجه وقت بریتانیا و از دوستان بسیار نزدیک رایس) نوشته است.با هم قسمتی از آن را میخوانیم:

۱″ایران بی‌تردید یکی از عجیب‌ترین کشورهایی است که در طی

ماموریت‌های سیاسی‌ام دیده‌ام. از تاریخ ورودم به تهران تاکنون دزدها دوبار به ساختمان شهری سفارت ما دستبرد زده‌اند. گارد محافظ سفارت از افرادی ژنده‌پوش تشکیل شده است که همه‌شان شلوارهای وصله‌دار پوشیده‌اند و چون دولت حقوقشان را نپرداخته از میوه‌های باغچه آشپزخانه لیدی دیورند اعاشه می‌کنند. اینها شب‌ها تفنگ‌های خود را پشت پنجره اتاق‌های ما قرار می‌دهند تا تصور کنیم که همه‌شان بیدارند و از ما حراست می‌کنند. فقط ما نیستیم که دچار حمله دزدان شده‌ایم. بانک استقراضی روس را هم زده و تمام پول‌های نقدش را برده‌اند؛ اما دزد را گرفتند و به سزای عمل خلافی که مرتکب شده بود همان طور زنده به گورش کردند.
در بوشهر بیماری طاعون بروز کرده است. دولت بیشتر از این لحاظ که نمی‌خواهد بار هزینه دفع این بیماری را بر دوش بگیرد به راه حلی عجیب و بی‌سابقه متشبث شده به این معنی که پیدایش طاعون را در بندر بوشهر از بیخ و بن تکذیب کرده است!
از کسانی که سال‌ها در این کشور به سر برده‌اند می‌شنوم که اوضاع ایران روز به روز بدتر می‌شود و اگر وام‌دهنده‌ای پیدا نشود که به رجال این مملکت اطمینان کند و پول لازم را در اختیارشان بگذارد آن وقت به طور حتم باید منتظر اشکالات و پیامدهای ناگوار بود………….”..

عزیزان توجه فرمایید شاید در وحله اول از نظر شما یک نامه ساده از وضعیت آن روزگار کشور ما باشد.اما اگرموشکافی کنیم از دل آن یک سری خرده فرهنگهای گریه آور بیرون میاید.
۱-دزدی و دستبرد
۲-گاردی ژنده پوش
۳-شلوارهای وصله دار
۴-اعاشه با میوه های آشپزخانه سفارت به علت عدم پرداخت حقوق.
۵-تظاهر به نگهبانی و زیر کار دررفتن
۶-دزدی از بانک
۷-زنده به گورکردن مجرم به علت هرج ومرج و بی قانونی
۸-شیوع بیماری طاعون و نداشتن هزینه برای ازبین بردن آن
۹-راه حل دروغ و عجیب دولت در جهت انکار وجود بیماری در بوشهر
۱۰- خرید رجل سیاسی کشور بوسیله وام
و……..علی هذا تا دلت بخواد.
یک اقتصاد بیمار فرهنگ را هم بیمار میکند.و شاید فرهنگ بیمار ما بوده است که این چنین به سر ما در آورده.
میخاهید بیشتر گیج شویم عنوان کنم شاید مدیریت غلط آن زمان بوده که این چنین شده و شاید فرهنگ ضعیف ما بوده که مدیران ضعیف داشته ایم که اقتصاد بیمار را شکل داده و شاید فرهنگ سیاسی نداشته ایم که سیاستمدار خوب انتخاب کنیم تا رجل سیاسی مان خیانت نکنند وشاید……همین جور ادامه بدم چی میشه ؟
به نظر شما آیندگان در مورد شرایط حال ما چه خواهند نوشت؟

۱-منبع: روزنامه دنیای اقتصاد – شماره ۲۹۴۴تاریخ ۲۷/۳/۱۳۹۲ ترجمه: دکتر جواد شیخ‌الاسلامی





تاريخ : ۱۳٩۳/٢/٢۸ | ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : یک مشاور | دیدگاهها ()

برای این که بتوانیم در زمینه‌های متفاوت در جامعه به موفقیت‌ نائل شویم،نیازمند بسترسازی مناسب هستیم.یکی از بسترهای مهم‌ و تأثیرگذار در موفقیت سیاست‌های اقتصادی،اجتماعی و...ارتباط متقابل و هماهنگ اقتصاد و فرهنگ است.در واقع،برای هرگونه‌ توسعه‌ای نیازمند یک فرهنگ عمومی هستیم که از سایت‌ها حمایت کند.زیرا با وجود ضعف مبانی فرهنگی در جامعه و عدم درک‌ درست مسائل تأثیرگذار بر آن‌جامعه،نمی‌توان انتظار موفقیت در سایر زمینه‌های موجود در جامعه را داشت.به عبارت دیگر،فرهنگ‌ و سایر مسائل جامعه باهم در ارتباط متقابل هستند و بر هم اثر می‌گذارند.
divider-158.gif
از جمله مسائل مهم در جوامع،مسائل اقتصادی هستند.اقتصاد و فرهنگ در یک جامعه همواره در کنش متقابل‌اند و می‌توانند یکدیگر را تحت تأثیر قرار دهند.فرهنگ و سیاست‌های فرهنگی‌ می‌توانند مایه‌ی موفقیت سیاست‌های اقتصادی در جوامع شوند و یا این که زمینه‌ی موفقیت این سیاست‌ها را فراهم نکنند.بنابراین، به منظور موفقیت سیاست‌های اقتصادی و یا هر سیاست دیگری در کشور،لازم است به تقویت و توسعه‌ی مسائل فرهنگی دست زد. هم‌چنین،نباید در رابطه با فرایند مدیریت فرهنگی،از برنامه‌ریزی‌ دقیق و نیازهای جامعه غافل شد،بلکه باید تصمیمات خاص را با شناخت دقیق آن‌ها گرفت. .
divider-158.gif
در واقع لازم است به وسیله‌ی تقویت مبانی فرهنگی جامعه توسط پژوهشگران و دست اندر کاران امور فرهنگی،از جمله نظام آموزشی، به موفقیت سیاست‌های اقتصادی در کشور کمک کرد.مسائلی‌ هم چون نحوه‌ی مصرف توسط شهروندان،میزان مصرف،پس انداز، سرمایه‌گذاری خصوصی و...نیازمند توسعه‌ی بخش فرهنگی کشور است تا به این وسیله،زمینه‌ی موفقیت آن‌ها فراهم آید.در حال‌ حاضر،با توجه به عدم رشد دانش عمومی اقتصاد در ایران متناسب با سایر بخش‌های دیگر،لازم است که پژوهشگران فراتر از بحث‌های‌ آکادمیک و پژوهشی،این مفاهیم و آموزه‌ها را در سطح عمومی‌تری‌ معرفی کنند.چون اگر ابعاد فرهنگی در بررسی این موضوع فراموش‌ شوند،با نقص بزرگی روبه‌رو خواهیم بود .
divider-158.gif

در واقع باید گفت که در جامعه،حفظ فرهنگ دشوارتر از به دست آوردن آن است.در جوامع امروزی،فرهنگ عامل اصلی‌ در تحلیل‌های جامعه شناختی محسوب می‌شود و نقش و کارکرد آن‌ نسبت به گذشته بیش‌تر شده است.به همراه آن،ضرورت هماهنگی‌ و هم سویی صاحب‌نظران و کارشناسان و برنامه ریزان هر کشور با نیازهای فرهنگی جامعه نیز بیش‌تر احساس می‌شود.جامعه‌ی پویا در برخورد با پرسش‌های نوین فرهنگی،جواب‌های قانع‌کننده‌ای دارد، چرا که در تقابل با این تحرک،جامعه پویایی خود را از دست می‌دهد. شرط لازم برای تحقق چنین مطلوبی آن است که در هر کشور زمام داران بتوانند به منظور همراهی با جریان عظیم و اصیل فرهنگ‌ در جامعه و نیز پاسخ به نیازهای تازه‌ی فرهنگی،به سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی بپردازند و محورهای لازم را برای این حرکت تشخیص‌ دهند و تعیین کنند .





تاريخ : ۱۳٩۳/٢/٢٥ | ٥:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : یک مشاور | دیدگاهها ()

فرهنگ یکی از مقوله‌های مهم ارزشی کشورها به حساب می‌آید که مبتنی بر آموزش،دانش و عادات می‌باشد.در این راستا سیاست‌گذاری فرهنگ که به آن مهندسی فرهنگ نیز گفته می‌شود از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌باشد.از طرف دیگر فناوری‌های ارتباطی حوزه‌های فرهنگی،جامعه را به مؤلفه‌های تأثیرگذار تبدیل نموده‌اند و در بخش‌های مختلف از جمله اقتصاد نقش‌آفرینی می‌نماید بنابراین می‌توان گفت که فرهنگ بر اقتصاد تأثیرگذار می‌باشد. امروزه نقش فرهنگ در اقتصاد از محورهای مورد توجه اقتصاددانان است و بر این اساس معتقدند که فرهنگ بر توسعه اقتصادی کشورها مؤثر می‌باشد.در واقع فرهنگ دارایی‌های زیادی از قبیل‌ مهارت‌ها و محصولات بوجود می‌آورد که در ارتقاء رفاه جامعه اثر دارد.همچنین منافع فرهنگ و تأثیر آن بر توسعه از طریق توریسم و سرمایه اجتماعی مورد توجه می‌باشد.جهت فهمیدن اثر فرهنگ‌ بر اقتصاد بایستی توجه داشته باشیم که فرهنگ در واقع ارزش‌ها و هنجارهای سیستمی است که در بین افراد جامعه وجود دارد و در فعالیت‌های اقتصادی خود را نشان می‌دهد.

نویسنده: 

اکبریان،رضا






تاريخ : ۱۳٩۳/٢/٢٠ | ۸:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : یک مشاور | دیدگاهها ()

برای دریافت اینجا کلیک کنید.





تاريخ : ۱۳٩۳/٢/۱٦ | ٤:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : یک مشاور | دیدگاهها ()

در تعاریف جدید علم اقتصاد، موارد زیر در نظر گرفته می شود:
 انسان از بُعد فردی و اجتماعی دارای نیازهای متعددی است که باید برآورده شود (از قبیل نیاز به غذا، مسکن و غیره). بعلاوه نیازهای انسان بخصوص نیازهایی که در رابطه با کل اجتماع بوجود می آیند کاملاً نامحدود هستند. به عنوان مثال دفاع ملی که یک کالای عمومی بوده و نیاز اجتماع را بر آورده می کند کالایی نامحدود است. ما هر چند دفاع ملی را با کیفیت و کمیت بهتر و بیشتری بتوانیم تحقق بخشیده و تأمین کنیم، باز هم جای تکمیل آن وجود دارد.
 کالاهایی که برای برآوردن نیازهای انسان مورد استفاده قرار می گیرند (از قبیل غذا، مسکن، اتومبیل و غیره) از طریق عواملی تولید می شوند که خود آن عوامل در طبیعت به مقدار و تعداد محدود یافت می شوند. عوامل تولید در طبیعت را معمولاً به سه گروه کلی نیروی کار، زمین و سرمایه تقسیم می کنند. البته در تقسیم بندی های جدید عامل چهارمی را نیز به نام مدیریت به عوامل سه گانه فوق افزوده اند.
 حال بشر برای آشتی دادن بین نیازهای نامحدود خود وعوامل تولید محدود، احتیاج به موازین و معیارهای خاصی دارد. این موازین و معیارها چیزی جز علم اقتصاد نیست.
براین اساس «علم اقتصاد، علمی است که رفتار بشر را به عنوان رابط بین نیازهای نامحدود و عوامل تولید کیماب که موارد استفاده متعددی نیز دارند، مطالعه می کند». علم اقتصاد در این تعریف به تخصیص منابع کمیاب بین استفاده های مختلف آنها مربوط می شود.
بنابراین ملاحظه می شود چیزی که تعریف جدید علم اقتصاد را تعاریف قدیم و سنتی تفکیک می کند، موضوع کمیابی است. چون عوامل تولید (کار، سرمایه و زمین) در طبیعت کمیاب هستند، لذا انسان ناچار به اقتصادی رفتار کردن است.
بدین ترتیب است که پیروی از اصول و موازین علم اقتصاد برای بشر اجتناب ناپذیر خواهد شد. انسان باید در زندگی فردی و اجتماعی،‌ برای برآوردن نیازهای خود، آنها را الویت بندی کرده و هر کدام که فوری ترند مقدم بر سایر نیازها بر آورده سازد. بدین ترتیب علم اقتصاد، علم انتخاب نامیده شده است. یعنی انتخاب بین نیازها و برآوردن آنها از طریق کالاها و با توجه به یک برنامه ی زمان بندی شده.
بدین ترتیب ملاحظه می شود که قلمرو و ماهیت علم اقتصاد گسترش یافته و تکامل پیدا کرده است. ولی با این حال چون در حال حاضر هنوز قادر به حل مشکلات اقتصادی کشورهای مختلف جهان نیست، کما کان «علمی در حال تکامل» تلقی می شود.





تاريخ : ۱۳٩۳/٢/۳ | ٥:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : یک مشاور | دیدگاهها ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.